• سازنده
    جستار
  • #5631

    مدیریت
    سرپرست کل

    روز تاسوعا

در حال نمایش 20 پاسخ ( از کل 106)
  • نویسنده
    پاسخ ها
  • #5713

    مدیریت
    سرپرست کل

    دو دست بریده اش کافیست برای گرفتن دست تمام عالمیان …
    السلام علیک یاابوالفضل العباس

    0
    #5714

    مدیریت
    سرپرست کل

    او صدا می زد ولی سقا خجالت می کشید
    از نگاه زینب کبری خجالت می کشید
    او صدا می زد امان نامه گرفتم قوم و خویش
    او صدا می زد بیا … آقا خجالت می کشید

    0
    #5715

    مدیریت
    سرپرست کل

    در کلاس عاشقی عباس غوغا می کند
    در دل هر عاشقی عباس مأوا می کند
    هرکسی خواهد رود در مکتب عشق حسین
    ثبت نامش را فقط عباس امضاء می کند

    0
    #5716

    مدیریت
    سرپرست کل

    خبر پیچید سقا بهم پیچید
    کنار خیمه ها آقا بهم پیچید
    قمر افتاد، پشت سرش آفتاب افتاد
    همین جا بود عاشورا بهم پیچید

    0
    #5717

    مدیریت
    سرپرست کل

    جانم فدای نام زیبایت، ابوالفضل
    قربان زخم چشم بینایت، ابولفضل
    گر من به چای القمه بودم، زِ حسرت
    هر آن بخشکیدم بر آن روزت ابولفضل
    تاسوعا روز قمر بنی هاشم تسلیت باد

    0
    #5718

    مدیریت
    سرپرست کل

    چشات خورشید و لبخندت ستاره
    زمین از خون سرخت لاله زاره
    برای غربت تو گریه کردند
    تموم مشک های پاره پاره

    0
    #5719

    مدیریت
    سرپرست کل

    پیراهنی از زخم، به تن دوخته است
    این رسم، ز حضرت غم آموخته است
    ای سرو تماشایی ایمان، عباس!
    دل، شعله به شعله، در غمت سوخته است

    0
    #5720

    مدیریت
    سرپرست کل

    یادم ز وفای اشجع الناس آید
    وز چشم ترم سوده الماس آید
    آید به جهان اگر حسین دگری
    هیهات برادری چو عباس آید

    0
    #5721

    مدیریت
    سرپرست کل

    هرچند تیر، مشک و دلم را دریده است
    ای آب همتی کن و تا خیمه ها مریز
    سلام بر عبد صالح خدا

    0
    #5722

    مدیریت
    سرپرست کل

    کنار دل و دست و دریا، اباالفضل
    تو را دیده ام بارها یااباالفضل
    تو، از آب، می آمدی، مشک بر دوش
    و من، در تو، غرق تماشا یااباالفضل

    0
    #5723

    مدیریت
    سرپرست کل

    چون لاله چرا به خون نشستی، عباس
    کو در تن صد چاک تو دستی، عباس؟
    ای سرو قلم قلم روی صفحه خاک
    رفتی کمر مرا شکستی، عباس

    0
    #5724

    مدیریت
    سرپرست کل

    در خیالم کربلا زائر شدم
    در حریم پاک تو طائر شدم
    یا اباالفضل، ای تمام هستی ام
    من فقط به عشق تو شاعر شدم
    یاعباس ادرکنا

    0
    #5725

    مدیریت
    سرپرست کل

    دامن علقمه و باغ گل یاس یکی است
    قمر هاشمیان بین همه ناس یکی است
    سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب
    نام زیبای اباصالح و عباس یکی است

    0
    #5726

    مدیریت
    سرپرست کل

    عباس! دلی که پای بست تو بُوَد
    مشتاق لقای حق پرست تو بود
    امروز، چه کرده ای که فردا، زهرا
    اسبابِ شفاعتش، دو دست تو بود؟

    0
    #5727

    مدیریت
    سرپرست کل

    با قدی مثل کوه از سر زین
    قمر از عرش خورد روی زمین
    تیر در چشم و دست هم که نبود
    چه کشید، آه، آن غریب ترین

    0
    #5728

    مدیریت
    سرپرست کل

    رقیه فهمید بابا دو بخش است؛ بخشی در صحرا و بخشی بر نیزه، اما اینکه عمو چند بخش است را فقط بابا می داند.

    0
    #5729

    مدیریت
    سرپرست کل

    قرار شد بروی با شتاب برگردی
    قرار بود که با مشک آب برگردی
    شبیه رود به صحرا زدی عمو جانم
    نبینم اینکه شبیه سراب برگردی

    0
    #5730

    مدیریت
    سرپرست کل

    با خدا عباس وقتی دست داد
    هر دو دست خویش را از دست داد

    0
    #5731

    مدیریت
    سرپرست کل

    در مدرسه کربلا کودکان به چشمان خود دیدند که بابا دو بخش است: بخشی در صحرا، بخشی روی نیزه …
    اما این که عمو چند بخش است را فقط بابا می داند …
    دل من به فدای دو دست ابوالفضل …

    0
    #5732

    مدیریت
    سرپرست کل

    با خنده پای اهل جفا می خورد زمین
    ساقی میان علقمه تا می خورد زمین
    کارش تمام می شود آن کس که عاقبت
    سرلشگرش کنار لوا می خورد زمین

    0
در حال نمایش 20 پاسخ ( از کل 106)

شما برای پاسخ به این جستار باید وارد تارنما شوید.