• سازنده
    جستار
  • #5825

    مدیریت
    سرپرست کل

    روز عاشورا

در حال نمایش 20 پاسخ ( از کل 140)
  • نویسنده
    پاسخ ها
  • #5826

    مدیریت
    سرپرست کل

    شده عالم سیه پوش از داغ هفتاد و دو تن
    می شود خاک صحرا بر یوسف زهرا کفن
    رسد از باغ جنت با چشم گریان فاطمه (س)
    گهی آید در گودال گاهی کنار علقمه

    0
    #5827

    مدیریت
    سرپرست کل

    هفتاد و دو سینه سرخ هجرت کردند
    با سرورِ آفتاب بیعت کردند
    رفتند و به دریای ابد پیوستند
    چون رود، به اصل خویش رجعت کردند

    0
    #5828

    مدیریت
    سرپرست کل

    خواب برخیز که امروز کسی در خواب نیست
    این هـمه تشنه لبی ماهیتش از آب نیست
    عطر خون پر شده بر دامن هر شاخه گل
    باغبان غافل از آن گل که بر او اراب نیست

    0
    #5829

    مدیریت
    سرپرست کل

    هفتاد و دو مجنون ز لیلی شده عاقل
    هفتاد و دو فرهاد به شیرین شده واصل
    هیهات که جان گیرد از آنها ملک الموت
    جان دست حسین است نه بازیچه قاتل

    0
    #5830

    مدیریت
    سرپرست کل

    می رم بخوابم بابایی
    حالم خرابه بابایی
    عمه دلش خوش باشه که
    رقیه خوابه بابایی
    السلام علیک یا رقیه بنت الحسین

    0
    #5831

    مدیریت
    سرپرست کل

    ظهر عاشورا شده باز
    اشک میاد از چشم های ناز

    0
    #5832

    مدیریت
    سرپرست کل

    دنبال صدای دلبرم افتادم
    با سر به کنار اکبرم افتادم
    تا پهلوی نیزه خورده اش را دیدم
    یک لحظه به یاد مادرم افتادم

    0
    #5833

    مدیریت
    سرپرست کل

    چشمان زمین دوباره تر خواهد شد
    ماه از سر شب بدون سر خواهد شد
    تاریخ دوباره به خودش می لرزد
    شق القمری بزرگتر خواهد شد

    0
    #5834

    مدیریت
    سرپرست کل

    همه جا زمزمه یاحسین و کربلاست
    زمزمه ضجه های زینب و بچه هاست
    خوشا به حال اونایی که دل هاشون تو بین الحرمین و کربلاست

    0
    #5835

    مدیریت
    سرپرست کل

    علم بر دوش مردان جوان است
    علی اصغر امیر کودکان

    0
    #5836

    مدیریت
    سرپرست کل

    آنجا که صحبت از ادب اولیا کنند
    اول حکایت از پسر مرتضی کنند
    محفل فروز زهره جبینان فاطمی
    کز مه مثل بر آن قمر دلربا کنند

    0
    #5837

    مدیریت
    سرپرست کل

    شب رسید و روز عاشورا گذشت
    سوختند آن خیمه و خرگاه را
    در دل شب زینب بی خانمان
    ترک کرد آن سوخته خرگاه را

    0
    #5838

    مدیریت
    سرپرست کل

    کوفه را کوفیان آذین بسته اند
    اما نه برای حکومتت
    برای رسیدن سرت
    صلی الله علیک یامظلوم یا اباعبدالله

    0
    #5839

    مدیریت
    سرپرست کل

    بتاب ای مه که زینب دل غمین است
    پریشان دل ز مرگ شاه دین است
    بتاب ای مه رقیه دل کباب است
    ز مرگ باب خود در پیچ و تاب است

    0
    #5840

    مدیریت
    سرپرست کل

    ای شاه بی لشکر بگو پس لشکرت کو؟
    گر تو سلیمانی بگو انگشترت کو؟
    ظرف دو ساعت این همه نیزه شکسته؟
    بوی تو می آید بگو پس پیکرت کو؟

    0
    #5841

    مدیریت
    سرپرست کل

    درس عاشورا درس زندگیست
    درس خوبی و فلاحت، بندگیست
    اگرچه اندک است طول وقوعش
    هزاران درس داد آن با طلوعش

    0
    #5842

    مدیریت
    سرپرست کل

    اسب ها شیهه نمی کشند
    آفتاب نمی تابد
    دل ها نمی تپند
    چشمان غمگین ”زینب”
    دیگر لبخند برادر را نمی بیند …

    0
    #5843

    مدیریت
    سرپرست کل

    باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه
    یادم آرد کربلا را، دشت پر شور و بلا را
    قصه یک ظهر غمگین، گرم و خونین
    لرزش طفلان نالان، زیر تیغ و نیزه ها را
    با صدای گریه های کودکانه و اندرین صحرای سوزان
    می دود طفلی سه ساله
    آخ “باران … آخ “باران

    0
    #5844

    مدیریت
    سرپرست کل

    آن روز، در کربلا، از آسمان ِ داغی که باران نمی بارید، تیر بارید.

    0
    #5845

    مدیریت
    سرپرست کل

    تقدیر در شمشیر پیمان های عاشوراست
    هنگامه ای از خون، بیابان های عاشوراست
    تفسیر چرخش های سر، بر سجده گاه عشق
    رقص نماز ظهر ِ چوگان های عاشوراست

    0
در حال نمایش 20 پاسخ ( از کل 140)

شما برای پاسخ به این جستار باید وارد تارنما شوید.