• سازنده
    جستار
  • #3785

    مدیریت
    سرپرست کل

    قیام ۱۷ شهریور

در حال نمایش 19 پاسخ ( از کل 19)
  • نویسنده
    پاسخ ها
  • #3786

    مدیریت
    سرپرست کل

    خون بسته سرم تمام گیسم سرخ است
    می گریم و چشم های خیسم سرخ است
    هرچند که سبز رفته ای نامت را
    با هرقلمی که می نویسم سرخ است

    1+
    #3787

    مدیریت
    سرپرست کل

    به خون گر کشی خاک من، دشمن من
    بجوشد گل اندر گل از گلشن من
    تنم گر بسوزی، به تیرم بدوزی
    جدا سازی ای خصم، سر از تن من
    کجا می توانی، ز قلبم ربایی
    تو عشق میان من و میهن من

    0
    #3788

    مدیریت
    سرپرست کل

    روزی که از آتش و خون، پروانه ها پر کشیدند
    پرواز از یادمان رفت، از عشق دامان کشیدیم
    ما راهمان را جدا آن سمت خیابان کشیدیم
    کوچید ایل پرستو، ما پای در بند بودیم

    0
    #3789

    مدیریت
    سرپرست کل

    یک ذره از آفتاب باقی مانده است
    در جام کمی شراب باقی مانده است
    هر قطره خون به قاصدک ها می گفت
    گل رفته ولی گلاب باقی مانده است

    0
    #3790

    مدیریت
    سرپرست کل

    از زخم، شناسنامه دارند هنوز
    در مسجد خون اقامه دارند هنوز
    آنان همه از تبار باران بودند
    رفتند، ولی ادامه دارند هنوز

    0
    #3791

    مدیریت
    سرپرست کل

    بیا عاشقی را رعایت کنیم
    ز یاران عاشق حکایت کنیم
    از آن ها که خونین سفر کرده اند
    سفر بر مدار خطر کرده اند
    از آن ها که خورشید فریادشان
    دمید از گلوی سحر زادشان

    0
    #3792

    مدیریت
    سرپرست کل

    آنان که زبان عشق را می دانند
    لب بسته سرود عاشقی می خوانند
    با رفتن شان ترنم آمدن است
    خورشید غروب کرده را می مانند

    0
    #3793

    مدیریت
    سرپرست کل

    به یاد عشق های آسمانی
    به یاد لحظه های بی نشانی
    دلم را نازنین! سنگر به سنگر
    به شوق ردپایی می کشانی

    0
    #3794

    مدیریت
    سرپرست کل

    به سمت ساحل آبی ست راهت
    و صد آیینه شد محو نگاهت
    به یاد لحظه های سبز سنگر
    گلی رویید جای سجده گاهت

    0
    #3795

    مدیریت
    سرپرست کل

    در سینه ام دوباره غمی جان گرفته است
    امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است
    تا لحظه ای پیش دلم گور سرد بود
    اینک به یمن یاد شما جان گرفته است

    0
    #3796

    مدیریت
    سرپرست کل

    ای نخل سایه گستر پربار انقلاب
    ای در هجوم خصم خدا یار انقلاب
    زخم تبر به جان تو هر چند نارواست
    اما هراس ما همه از موریانه هاست

    0
    #3797

    مدیریت
    سرپرست کل

    گامی به تولا زده بودیم ای کاش
    جامی ز می لا زده بودیم ای کاش
    آن شب که قراولان توفان رفتند
    چون موج به دریا زده بودیم ای کاش

    0
    #3798

    مدیریت
    سرپرست کل

    کس چون تو طریق پاکبازی نگرفت
    با زخم نشان سرفرازی نگرفت
    زین پیش دلاورا کسی چون تو شگفت
    حیثیت مرگ را به بازی نگرفت

    0
    #3799

    مدیریت
    سرپرست کل

    پاییز حدیث کوچ برگی سرخ است
    خندیدن گل زیر تگرگی سرخ است
    بر لاله چرا کفن بپوشم، وقتی
    زیبایی زندگی به مرگی سرخ است

    0
    #3800

    مدیریت
    سرپرست کل

    من آزاده از خاک آزادگانم
    گل صبر می پرورد دامن من
    جز از جام توحید هرگز ننوشم
    زنی گر به تیغ ستم گردن من
    بلند اخترم، رهبرم، از در آمد
    بهار است و هنگام گل چیدن من

    0
    #3801

    مدیریت
    سرپرست کل

    میان خاک سر از آسمان در آوردیم
    چقدر قمری بی آشیان در آوردیم
    وجب وجب تن این خاک مرده را کندیم
    چقدر خاطره نیمه جان در آوردیم

    0
    #3802

    مدیریت
    سرپرست کل

    چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم
    ز خاک تیره ولی استخوان در آوردیم
    شما حماسه سرودید و ما به نام شما
    فقط ترانه سرویم نان در آوردیم

    0
    #3803

    مدیریت
    سرپرست کل

    سرتاسر شهر با تو عطرآگین بود
    لبخند تمام کوچه ها غمگین بود
    آنروز که بر دوش ترا می بردیم
    تابوت سبک ولی غمت سنگین بود

    0
    #3804

    مدیریت
    سرپرست کل

    ببین لاله هایی که در باغ ماست
    خموشند و فریادشان تا خداست
    در این عرصه با یار بودن خوش است
    به رسم شهیدان سرودن خوش است

    0
در حال نمایش 19 پاسخ ( از کل 19)

شما برای پاسخ به این جستار باید وارد تارنما شوید.