#3109

مدیریت
سرپرست کل

در کام قلم ز جان من خون می ریخت
در صفحه چو اشک چشم مجنون می ریخت
آن دل که نثار دوست باید می شد
خون می شد و قطره قطره بیرون می ریخت

0