پیامک مناسبتی
عباس لوای هفت افراشته است
وین راز به خون خویش بنگاشته است
او پرچم انقلاب عاشورا را
با دست بریده اش بپا داشته است
آبی نبود اگر که تو دریا نمی شدی
مشکی نبود اگر که تو سقا نمی شدی
حالا که مثل نور شدی و قمر شدی
ای کاش هیچ وقت تو پیدا نمی شدی
عطش از خشکی لب های تو سیراب شده
آب از هرم ترک های لبت آب شده
بعد از آن که تو لب تشنه عطش را کشتی
تشنه لب ماندن ساقی همه جا باب شده
علم را بر زمین بگذارم، اما
تو را دست خدا بسپارم، اما
به چشمم تیر زد آن قوم، ای عشق!
که دست از دیدنت بردارم، اما
قمر بنی هاشم (س)
همچو باران که شبی شعله به دریا زده است
لشکر دشمن از اندام ... جا زده است
وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای
خوش به حال لب اصغر که تو سقا شده اى
آب از هیبت عباسى تو می لرزد
بى عصا آمده اى حضرت موسى شده اى
هر آدمی ز رفتن خود رد پا گذاشت
اما چرا ز رفتن تو رد دست ماند؟
چرا ای غرقه خون از خاک صحرا بر نمی خیزی
حسین آمد به بالیننت تو از جا بر نمی خیزی
خیام کودکان خالی ز آب است و پر از افغان
چرا سقای من از پیش دریا بر نمی خیزی
دستان بریده نعش بی سر دجله
تنها و غریب و بی برادر دجله
یک سوی حسین و سوی دیگر عباس
یک چشم فرات و چشم دیگر دجله
چقدر پیکر تو ... پیکر تو ... پر دارد
بین ابروی تو سخت است ترک بر دارد
بعد تو خاک، یتیمم روی معجر دارد
آخر آن خیمه تنها شده دختر دارد
یا حضرت عباس
ای همه آدم رفتند و نیامدند، اما فقط یک نفر هست که رفت و هنوز هم در تاریخ می گویند: نیامد ... نیامد ...
“ای اهل حرم میر و علمدار نیامد ...”
گر نخیزی تو ز جا، کار حسین سخت تر است
نگران حرمم، آبرویم در خطر است
قامت خم شده را هر که ببیند گوید
بی علمدار شده، دست حسین بر کمر است
امام صابران بودم، خمیدم
جدا از شاخه شد یاس امیدم
چو دست از جسم عباسم جدا شد
سر خود را به نوک نیزه دیدم
دخیل می بندم نه اینکه گره بگشایی، می بندم که رهایم نکنی ...
یا عباس بن علی (ع)
عمه زینب؟
جانم عزیزم!
عمو عباسم کجاست؟!
عزیزکم! عمو رفته پیش خدا ...
عمه؟
جانم؟
خونه خدا بالای نیزه هاست؟
