پیامک مناسبتی
ما از سلاله غم عشقیم و عاشقیم
این عاشقی به سرخط تقوی نوشته اند
سلام بر تو ای خون خدا
جانا در این حسینیه دل خوش آمدی
این سینه را چو سینه سینا نوشته اند
دل های ما حسینیه روضه های توست
این ملک را به نام تو مولا نوشته اند
مادرِ آب کجایی پسرت آب نخورد
پِدرِ خاک کجایی پسرت خاک نشد
السّلامُ عَلَیکَ یا أباعَبدِالّلهِ الحُسَین
شب شب اشک و تماشاست اگر بگذارند
لحظه ها با تو چه زیباست اگر بگذارند
فکر یک لحظه بدون تو شدن کابوس است
با تو هر ثانیه رویاست اگر بگذارند
بین الحرمین، معنا می کند این آیه را
"وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ"
و خورشید و ماه کجا جمع شوند ...
تمام شد شب عید و نوای غم آید
که نم نمک غم عالم به روی هم آید
صدای قافله عشق می رسد بر گوش
که چند شب دگر آقا محرمت آید
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
السلام علیک یا زینب کبری (س)
سلام ما به اکبر و اصغرت
سلام ما به ناله های مادرت
سلام ما به پیشگاه خواهرت
سلام ما به کربلای اطهرت
ایام سوگواری اباعبدالله الحسین تسلیت
کاروان می آید از شهر دمشق
بر سرِ خاکِ شهِ سلطان عشق
کاروان با خود رباب آورده است
بهر اصغر شیر و آب آورده است
کاروان آمد ولی اکبر نداشت
ام لیلا شبه پیغمبر نداشت
کاروان آمد ولی شاهی نبود
بر بنی هاشم دگر ماهی نبود
سِر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ
پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود
چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان
در کویر تفته جا می ماند اگر زینب نبود
زخمه زخمی ترین فریاد، در چنگ سکوت
از طراز نغمه وا می ماند اگر زینب نبود
در طلوع داغ اصغر، استخوان اشک سرخ
در گلوی چشم ها می ماند اگر زینب نبود
ذوالجناح دادخواهی، بی سوار و بی لگام
در بیابان ها رها می ماند اگر زینب نبود
در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب
پشت کوه فتنه ها می ماند اگر زینب نبود
عاشورا هر روز در کربلای دلمان اتفاق می افتد،
کوشش کنیم حسین دل، به دست یزید نفس، تشنه لب شهید نشود ...
نام من سرباز کوی عترت است
دوره آموزشی ام هیئت است
پادگانم چادری شد وصله دار
سر درش عکس علی با ذوالفقار
ارتش حیدر محل خدمتم
بهر جانبازی پی هر فرصتم
نقش سردوشی من یافاطمه است
قمقمه ام پر ز آب علقمه است
رنگ پیراهن نه رنگ خاکی است
زینب آن را دوخته پس مشکی است
اسم رمز حمله ام یاس علی
افسر مافوقم عباس علی (ع)
کربلا یعنی کرامت داشتن
رفتن و با خون خود گل کاشتن
کربلا دیباچه فرزانگی
یک زن و هفت آسمان مردانگی
کربلا یعنی ز دل یاهو زدن
بر سر نعش جوان زانو زدن
کربلا یک دشت یاس و اطلسی
کربلا یعنی حسین و بی کسی
کربلا از پشت خنجر می زند
تیر
بر بال کبوتر می زند
کربلا یعنی هجوم داس ها
بر حسین و اکبر و عباس ها
یک خیابان دوطرفه
یک سو ارباب، یک سو علمدار
و یک جفت چشم حریص که نمی داند کدام را نگاه کند؟
این یعنی بزرگترین و زیباترین سردرگمی
اللهم الرزقنا کربلا
