پیامک مناسبتی
Last seen: خرداد ۳۱, ۱۴۰۵
آتش زهر اگر شعله به پیکر می زد شعله بر جان و دلش یار ستمگر می زد نوجوان بود ولی سیر دل از زندگی اش بس که آذر به دلش یار ستمگر می زد
آتش زند به قلب همه، سوز داغ تو شد در اشک اهل ولا، چلچراغ تو ای یادگار فاطمه، ای حجت نهم گیرد زلال اشک من امشب سراغ تو
سلام بر امام جواد (ع) که «جود» قطره ای بود در پیشانی بلندش و «علم» غنچه ای بود از گلستان وجودش و «حلم» گوهری بود از گنجینه فضایلش.
ستاره جوان آسمان ولایت، با غروب سرخش، زمین را از داغ فراق پیر خواهد کرد.
سلام ما به رخ انور امام جواد درود ما، به تن اطهر امام جواد غریب بود و غریبانه جان سپرد و نبود کسی به وادی غم، یاور امام جواد
در حقیقت رنگ غم تغییر کرد آخرین انگور هم تغییر کرد در میان چشم انگور سیاه جای آب و جای سم تغییر کرد
دانه های بی تقصیر انگور از مسیر انگشت ها تا کامت، هزاربار زنده شدند و مردند، در حالیکه شیطان در گرد دختر مامون پرسه می زد ...
ارض و سما پر از، سوز آه من شد حجره در بسته قتلگاه من شده بر جفای دشمنان مبتلایم من غریبم جواد بن الرّضایم
لب تشنه بود، تشنه یک جرعه آب بود مردی که دردهای دلش بی حساب بود پا می کشید گوشه حجره به روی خاک پروانه وار غرق تب و التهاب بود
ای شیعه بزن ناله و فریاد امشب از غربت آن غریب کن یاد امشب مسموم شد از زهر، جواد بن رضا در حجره در بسته ی بغداد امشب
برون حجره همه پایکوب و دست افشان درون حجره یکی بود، دست و پا می زد ایستاده بود و جوادالائمه جان می داد ز او بپرس که زخم زبان چرا می زد؟
نور نهم ز اوصیا، جلوه جان اولیا روح به پیکر رضا ، عطر گل خدا جواد با لب تشنه وای من، جان به لبت رسیده بود داشت حریم حجره ات، غربت کربلا جواد
ابن الرضا به حجره غریبانه جان سپرد او شمع جمع بود و چو پروانه جان سپرد مسموم شد ز زهر جگر سوز اُمّ فضل از روی شوق در ره جانانه جان سپرد
در میان حجره یا رب کیست غوغا می کند شکوه زیر لب ز بی رحمی دنیا می کند همسرش از فرط شادی و شعف کف می زند زین عمل خود را به عالم خوار و رسوا می کند
آنکه عمری داغ زهرا زد شرر بر پیکرش ریخت از روز ازل باران ماتم بر سرش نخل امید رضا بود و به باغ احمدی دست ظلمی زد شراره بر همه برگ و برش
