پیامک مناسبتی
Last seen: خرداد ۳۱, ۱۴۰۵
ای حجت داور موسی بن جعفر آه موسی بن جعفر گل یاس پرپر موسی بن جعفر آه موسی بن جعفر اشکم گره خورد با سوز و آهت، زندان بغداد شد قتلگاهت باب الحوائج "موسی...
تقاص بگیر از دشمن ظالم تقاصم خدا از دست هارون کن خلاصم آزار مرغِ قفسی راحتی اش بیشتر از من چون کس دگر آزار نمی داد تنش را شهادت امام موسی کاظم (ع) تسل...
فرمانروای عالمین موسی بن جعفر خورشید شهر کاظین موسی بن جعفر به درد غریبی تو هستی معالج نوای دل من یا باب الحوائج یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر شهادت ...
این مرد الهی مگر اولاد ندارد بردند چرا مثل غریبان بدنش را این مرد نگهبان که حیا هیچ ندارد بد نیست بگیرد جلوی آن دهنش را شهادت غریبانه "امام موسی کاظم ...
ای کاش طاق های آسمان می شکست و باران بلا بر زمین نازل می شد و این اتفاق ناگوار نمی افتاد! شهادت حضرت موسی بن جعفر تسلیت باد
کاش می شد، اشک ریزان، بی قرارت همچو شمع شعله گیرم من بسوزم در جوارت همچو شمع؛ شهادت باب الوائج را تسلیت عرض میکنم.
خداحافظ ای دست های پاک عبادت! خداحافظ ای پیشانی پینه بسته از تهجد شبانه! خداحافظ ای نور خدا در تاریکی های زمین! خداحافظ ای معدن انوار علم و وارث سکینه...
مثل یک تکه عبا روی زمین است تنش آن قدر حال ندارد که نیفتد بدنش جا به جا گر نشود سلسه بد می چسبد آن چنانی که محال است دگر وا شدنش شهادت جانسوز امام موس...
ای شام تیره با مه انور چه می کنی؟ با اختران منظره گستر چه می کنی؟ گسترده ای تو پرده ای از ابر بر زمین با آفتاب صبح منور، چه می کنی؟ شهادت امام موسی کا...
دستی رسید بال و پرم را کشید و رفت از بال من شکسته ترین آفرید و رفت خون گلوی زیر فشارم که تازه بود با یک اشاره روی لباسم چکید و رفت شهادت امام موسی کاظ...
هر گه که نسیم از ره بغداد آید ما را ز حدیث عشق و خون یاد آید ای گل که به گردن تو غل افکندند از صبر تو زنجیر به فریاد آید
آه هر چند غل جامعه بر پیکر داشت بر تنش باغ گل لاله و نیلوفر داشت مثل گودال دچار کمی جا شده بود فرقش این بود فقط سایه بالا سر داشت شهادت امام موسی کاظم...
موسی شدی که معجزه ای دست و پا کنی راهی برای رد شدن قوم، وا کنی زنجیر های زیر گلویـت مزاحم اند فرصت نمی دهند خودت را دعا کنی شهادت امام موسی کاظم علیه ...
ترسی از فقر ندارند گدایان کریم دست خالی نروند از در احسان کریم حاجت خواسته را چند برابر داده است طیب الله به این لطف دو چندان کریم کاظمینی "نشدیم و دل...
آن زمانی که دل مهیا شد دفتر غم مقابلم وا شد تا که آن را ورق زدم دیدم نهمین صفحه نام موسی شد حضرت کاظم "از عنایت خویش" نظری کرد و سینه غوغا شد شهادت جا...
