پیامک مناسبتی
Last seen: خرداد ۳۱, ۱۴۰۵
طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند روز بزرگداشت استاد شهریار گرامی باد
چه الفتی است میان من و سر زلفش که عمر من همه در پیچ و تاب می گذرد روز بزرگداشت استاد شهریار گرامی باد
عزیزم این سفر تو چه سرد بود و چه سنگین که تا برون شدی از در نه پیکی و نه پیامی سلام می کنم ای نازنین بسنگ مزارت ترا چه شد که جوابی نمی دهی بسلامی روز ...
نقش مزار من کنید این دو سخن که شهریار با غم عشق زاده و با غم عشق داده جان روز بزرگداشت استاد شهریار گرامی باد
نالد به حال زار من امشب سه تار من این مایه تسلی شب های تار من روز بزرگداشت استاد شهریار گرامی باد
مد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود چشم خواب آلوده اش را، مستی رویا نبود نقش عشق و آرزو از چهره دل، شسته بود عکس شیدایی، در آن آیینه سیما نبود روز بزرگدا...
نه بشر توانمش گفت نه خدا توانمش خواند متحیرم چه نامم شه ملک لافتا را روز بزرگداشت استاد شهریار گرامی باد
هرکس به خیالیست هم آغوش و کسی نیست ای گل به خیال تو هم آغوش تر از من روز بزرگداشت استاد شهریار گرامی باد
در دیاری که در او نیست کسی یار کسی کاش یارب نیفتد به کسی کار کسی روز بزرگداشت استاد شهریار گرامی باد
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوش دارویی بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زود تر می خواستی حالا چرا روز بزرگدا...
گفتی :«به تو گر بگذرم از شوق بمیری» قربان قدت بگذر و بگذار بمیرم هر زخم زدی حسرت زخم دگرم بود این بار نمردم، که دگر بار بمیرم روز بزرگداشت استاد شهریا...
دیگران را اگر از ما خبری نیست، چه باک نازنینا، تو چرا بی خبر از ما شده ای روز بزرگداشت استاد شهریار گرامی باد
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان ناز کن با چرا؟ روز بزرگداشت استاد شهریار گرامی باد
باید از محشر گذشت این لجن زاری که من دیدم سزای صخره هاست گوهر روشن دل از کان جهان دیگر است عذر می خواهم پری من نمی گنجم در آن چشمان تنگ با دل من آسمان...
متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست روز بزرگداشت استاد شهریار گرامی باد
